سفر
سلام!ما بعد از عمری این 2 روز رو رفتیم یه مسافرت کوچولو جای شما خالس!هر اتفاقی می افتاد من به همه میگفتم اینا همش خاطره میشه!سفر پر خاطره ای بود! کلی اتفاق افتاد!همراه خانواده پسر خاله ام رفته بودیم!اون کوهنورده و سرپرست تیم امداد کوهستان هلال احمر هست!جایی که رفتیم یه ایستگاه هلال احمر تو جاده و شب اونجا موندیم!عصر با ماشین رفتیم تو کوه و یه منطقه حفاظت شده گوزن زرد ایرانی و تا شب همونجا موندیم!کسی غیر ما اونجا نبود!به خاطر بارون هایی که شیراز اومده بود همه جا خیس بود و تو راه برگشت ماشینمون تو گل گیر کرد و نردیک بود به درون دره پرتاب بشه(اینا همش خاطره میشه!)خلاصه بعد از 1 ساعت تلاش های بی ثمر یه معجزه اتفاق افتاد!یه نیسان که میخواست بره...
نویسنده :
تارا
13:38
دلی که مینویسد
تولد باران جون
سلام امروز تولد یه نی نی مهربون و خوشکل هست!امروز تولد باران جون هست!امروز باران خانوم 1 سالش شده! تولدت مبارک بارانی!مامان و بابای مهربون تولد باران دختر خانوم نازتون مبارک! ...
نویسنده :
تارا
13:06
بدون عنوان
دیشب
دیشب بد جور دلم گرفته بود!یه دل سیر گریه کردم!بعد به خدا گفتم ازت متنفرم!!!!ولی بعدش پشیمون شدم و معذرت خواهی کردم! به خدا گفتم میدونم تمام این چیزا به خاطر گناهایی هست که انجام دادم ولی لااقل بهم بگو اینا تلافی اون گناه بزگ هاست یا اون گناه کوچیکا؟؟؟؟؟!!!! از صبح تا شب کارم شده رو این پایان نامه کار کردن!شیطونه گفت برو بازار ابقلاب یکی بخر خودتو راحت کن!اما من قبول نکردم! کاش بارون بند بیاد یکم برم بیرون هوا بخوره به کلم! دلم جای دیگه هست! دلم ....
نویسنده :
تارا
14:55
آغاز
این روزهای من
این روزا دارم رو پایان نامه ام کار میکنم!چشمام از کاسه در اومده!از روز ٢ عید دارم یه ریز میخونم و تو نت میگردم! خسته شدم!تموم هم نمیشه! ...
نویسنده :
تارا
16:30
مسابقه
هرکی تونست بگه این گوگولی ها چیه جایزه داره! ...
نویسنده :
تارا
18:10






